وقتی گنجشک‌ها هم «عروض و قافیه» می‌خوانند

تبریز- ایرنا- تدریس در دبیرستان استثنایی «خزائلی» برای او فقط آموزش کتاب‌های درسی نیست، بلکه روایتی از دانش‌آموزانی است که با چشم‌های کم‌سو، جهان را روشن‌تر می‌بینند، از صدای پرنده‌ها شعر می‌شنوند و به معلم شان یاد می‌دهند چگونه در میان هیاهوی زندگی، هنوز می‌توان زیبایی را پیدا کرد.

مهدی پوراسمعیلی، دبیر ادبیات فارسی در مراغه، متولد سال ۱۳۶۱ است و ۴۴ سال سن دارد. بعد از سال‌ها کار به عنوان معاون مدرسه، تدریس را در یک مدرسه شبانه آغاز و با تجربیاتی که در آن کسب کرد، تا امروز به عنوان دبیر متوسطه دوم، ادبیات فارسی را تدریس می‌کند.

او امروز در مدرسه نمونه مراغه و دبیرستان استثنایی خزائلی معلمی می‌کند و مدرس دانش‌آموزان نابینا و کم‌بینا است. خاطرات و تجربیات خاصی که به عنوان معلم مدرسه استثنایی در یک سال گذشته کسب کرده است، ما را وا داشت تا با این معلم خوش ذوق، مهربان و کاربلد صحبتی داشته باشیم.

مسیری که از کمک به دوست آغاز شد

چه شد وارد حرفه معلمی شدید؟

ابتدا نمی‌دانستم که توانایی انتقال مطلب دارم. وقتی در مقطع دبیرستان بودم، فرزاد، یکی از دوستانم مدتی بود که با معلم‌های مختلف کلاس خصوصی می‌رفت، اما نمی‌توانست نتیجه خوبی در آزمون مدنظرش بگیرد. من بسیار ناگهانی و دلی پیشنهاد دادم که به او کمک کنم و با هم کار کنیم. حدود دو یا سه جلسه با هم کلاس گذاشتیم و در آزمون، نمره مطلوبی گرفت. فرزاد گفت که انتقال مطلب فوق‌العاده‌ای دارم، اما من فکر می‌کردم تعارف می‌کند. چند بار هم در فامیل به بچه‌ها کمک کردم و آن‌ها نیز حرف دوستم را تأیید کردند که مطالب را به زبان بسیار ساده بیان می‌کنم.

همین موضوع باعث شد به حوزه آموزش علاقه‌مند شوم.

رشته‌ام در دبیرستان علوم انسانی بود و سپس در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان تا مقطع کارشناسی ارشد، ادبیات فارسی خواندم. در همان دوران مشتاق بودم وارد عرصه آموزش شوم و در نهایت در یکی از دبیرستان‌های شبانه مراغه مشغول به کار شدم، اما نه به‌عنوان دبیر، بلکه به‌عنوان معاون مدرسه.

چون اولین بار بود که وارد مدرسه می‌شدم، مدیر پیشنهاد داد ابتدا معاون باشم اما مدتی بعد، خود مدیر پیشنهاد داد تدریس هم انجام دهم که بسیار خوشحال شدم و تجربه متفاوت و پنجره جدیدی از زندگی برایم گشوده شد.

مدرسه شبانه بود و معمولا دانش‌آموزان در چنین مدارسی چندان دل به درس نمی‌دهند، اما مدتی بعد همان دانش‌آموزانی که با اکراه به کلاس می‌آمدند، از جلسه دوم با علاقه حاضر می‌شدند. به اذعان خودشان، گویا تازه با ادبیات آشنا شده بودند و این فضا برایشان خوشایند بود.

رفته رفته متوجه شدم که پتانسیل معلمی در من وجود دارد و به همین دلیل، رفته‌رفته تعداد ساعت‌های تدریسم را بیشتر کردم و پس از پنج سال معاونت، تصمیم گرفتم به‌طور کامل وارد حوزه تدریس شوم؛ مسیری که از سال ۱۳۸۸ تا امروز ادامه دارد.

درسی که از آقای روحانی گرفتم؛ سعی کن وارد قلب‌ها شوی

خاطره‌ای از اولین روز تدریس؟

اولین بار که به‌صورت رسمی وارد کلاس درس شدم تا تدریس کنم، بسیار می‌ترسیدم که خدای‌ ناکرده اشتباهی کنم، حرف نامناسبی بزنم یا نتوانم جملاتم را درست بیان کنم. آن جلسه را با استرس زیادی گذراندم.

در همان جلسه هرچه داشتم، در طبق اخلاص، تقدیم بچه‌ها کردم. می‌ترسیدم در پایان کلاس مطلبی برای گفتن نداشته باشم و دانش‌آموزان سوال بپرسند و نتوانم پاسخ دهم، اما خوشبختانه از عهده آن برآمدم. از جلسه دوم به بعد، با تجربه بیشتر و راحت‌تر وارد کلاس شدم و نه‌تنها به دانش‌آموزان آموزش می‌دادم، بلکه از آن‌ها نیز درس یاد می‌گرفتم.

انرژی‌ که دانش‌آموزان آن مدرسه شبانه، که برخی حتی از من بزرگ‌تر بودند، به من دادند، مشوقی شد تا به‌طور جدی به سمت معلمی و مطالعات روان‌شناسی بروم تا بتوانم تعامل بهتری با دانش‌آموزان داشته باشم.

سال ۱۳۸۷ برای گذراندن دوره بدو خدمت به تبریز رفتم و در آخرین جلسه، استادی که ازقضا روحانی بود، جمله‌ای گفت که هنوز هم آویزه گوشم است: «اگر می‌خواهی معلم خوبی باشی، سعی کن وارد قلب‌ها شوی.»

آن زمان معنای دقیق حرفش را نمی‌دانستم، اما چنان تأثیری بر من گذاشت که بیشتر به سمت مطالعات روان‌شناختی رفتم و بعد فهمیدم معلمی واقعا یک هنر است؛ از یک‌سو اکتسابی است و از سوی دیگر، داشتن پتانسیل آن نیز اهمیت دارد. اگر روابط خود را با دانش‌آموزان بهتر نمی‌کردم و درک متقابل نداشتیم، فکر نمی‌کنم می‌توانستم دبیری را ادامه دهم.

حتی از یک کودک هم می‌توان درس آموخت

درس‌هایی که از دانش‌آموزان مدرسه شبانه یاد گرفتید؟

از منش و نگرش آن‌ها یاد گرفتم که هیچ اشکالی ندارد معلم از ما کوچک‌تر باشد؛ مهم این است که از او مطلبی یاد بگیریم. گاهی این تفکر وجود دارد که چرا باید از فردی کوچک‌تر از خود چیزی بیاموزیم بلکه او باید از ما که بزرگتر هستیم، یاد بگیرد. این غرور کاذب باعث می‌شود از آموزش دور بمانیم.

این مردان بزرگ که از لحاظ سنی هم از من بزرگ‌تر بودند و حتی شاید فرزندانشان هم‌سن من بودند، با آغوش باز از من سوال می‌پرسیدند و مشتاقانه به درس‌ها گوش می‌دادند. رفتار آن‌ها برای من درس بزرگی بود تا یاد بگیرم حتی از یک کودک هم می‌توان درس آموخت و این برایم توفیق بزرگی است.

در چه مقاطعی تدریس می‌کردید؟

در تمام این سال‌ها بیشتر در دوره دوم متوسطه، از اول تا سوم دبیرستان، تدریس کرده‌ام و یک یا دو سال هم در مقطع متوسطه اول تدریس داشتم. حدود یک سال هم است که وارد مدرسه استثنایی نیز شده‌ام.

اجابتی که مسیر خدمت به فرشته‌ها را گشود

چه شد تدریس در مدرسه استثنایی را آغاز کردید؟

من همیشه فردی کنجکاو بودم و دوست داشتم تجربه‌های جدید داشته باشم. تدریس در مدرسه استثنایی برایم توفیق بزرگی بود. اصلا در ذهنم نبود که روزی وارد چنین مدرسه‌ای شوم و هیچ‌گاه باور نمی‌کردم از یک دبیرستان استثنایی به من پیشنهاد همکاری بدهند.

تابستان سال گذشته مشکلاتی داشتم و دعا می‌کردم اگر این مشکلات حل شود، بتوانم به مردم خدمت کنم. خوشبختانه مشکلاتم یکی‌یکی حل شد و در آخرین گشایش، مدیر دبیرستان خزائلی (که حتی نام این دبیرستان را هم نشنیده بودم) با من تماس گرفت و گفت: «می‌توانید برای بچه‌های ما تدریس کنید؟»

گفتم در خدمت هستم، فقط بفرمایید از کدام دبیرستان تماس می‌گیرید؟ گفت: «خزائلی.» گفتم نام چنین مدرسه‌ای را نشنیده‌ام؛ چه نوع مدرسه‌ای است؟ گفت: «مدرسه استثنایی است.»

وقتی این را شنیدم، پشت تلفن گریه کردم.

نیتی که در دلم داشتم و به خدا گفته بودم اگر مشکلاتم حل شود به مردم خدمت کنم، خداوند متعال این مسیر خدمت را برایم گشود. بدون چون‌وچرا و بدون فکر، گفتم بنویسید، دارم می‌آیم. مدیر مدرسه گفت هفته‌ای یک‌ونیم جلسه، شامل سه ساعت تدریس، از شما می‌خواهیم و این‌گونه کار را آغاز کردیم، اما مدتی بعد تماس گرفت و گفت هفته‌ای سه جلسه نیاز داریم و من هم با آغوش باز پذیرفتم.

اکنون هم نام این مدرسه را «بهشت» گذاشته‌ام و دانش‌آموزانش را «فرشته». شخصا در این مدرسه درس نمی‌دهم، بلکه از آن‌ها درس می‌گیرم. من فقط ابزاری برای تدریس هستم و معلمان اصلی من، بچه‌های این مدرسه هستند.

دانش آموز کم بینایِ کم شنوا با مشکل تکلم که داوطلب شد

تدریس در این مدرسه چگونه است؟

فضای خاصی دارد. چیزی را که از تدریس و معلمی می‌خواهم، در این فضا پیدا می‌کنم. حالا که وارد این مدرسه شده‌ام، می‌بینم پتانسیلی دارد که در مدارس عادی کمتر دیده می‌شود و آن هم این است که دانش‌آموزانش فوق‌العاده مستعد و باانگیزه هستند.

در کلاس، صدای تدریس را برایشان ضبط و در گروه‌های فضای مجازی ارسال می‌کنم تا به‌عنوان کمک‌آموزشی استفاده کنند. می‌گویم ۲۰ دقیقه مطالعه کنید، بعد از شما سوال می‌پرسم. این بچه‌ها هر آنچه را در طول کلاس گفته‌ام، به‌عنوان دانسته‌های ذهنی مرور می‌کنند، چون نمی‌توانند کتاب‌ها را بخوانند. بعد از ۲۰ دقیقه، تقریبا به ۹۰ درصد سوالات پاسخ می‌دهند و این برای من انگیزه بزرگی شده است.

آن‌ها انرژی و پتانسیل بسیار بزرگی دارند.

یک دانش‌آموز کم‌بینا داریم که علاوه بر تکلم، در شنوایی نیز مشکل دارد و به همین دلیل مطالب را کامل نمی‌شنود. روزی که به بچه‌ها وقت داده بودم تا مرور کنند، این دانش‌آموز آمد و گفت: «آقا، امکان دارد مطالب را برایم بنویسید تا بخوانم و بعد از من سوال بپرسید؟»

خودش داوطلب شد؛ همان دانش‌آموزی که نسبت به بقیه ضعیف‌تر بود. سوال‌ها و جواب‌ها را برایش نوشتم و وقت دادم تا بخواند. چنان اشتیاقی از خود نشان داد که بلافاصله نشست و مطالب را خواند. حتی با وجود غلط‌های زیاد، به او نمره ۲۰ دادم، فقط به این خاطر که در چنین جمعی انگیزه بسیار بالایی داشت و نمی‌خواست عقب بماند.

آن‌ها بر من برتری دارند

چالش روز اول تدریس در این مدرسه؟

هیچ چالشی برای من نداشت. با آغوش باز مرا پذیرفتند. وقتی اولین بار وارد مدرسه شدم، خودم را جزئی از آن‌ها دانستم. من هم در چنین شرایطی هستم و هیچ برتری‌ ندارم، بلکه آن‌ها بر من برتری دارند.

از سال ۱۳۸۸ تا امروز که معلم هستم، لذت تمام آن سال‌ها یک طرف و این یک سالی که با بچه‌های خزائلی بودم، یک طرف دیگر است.

با یک تیر ۲ نشان؛ تولیدمحتوای تصویری و صوتی با خوانش کتاب

تدریس در روزهای آموزش مجازی چگونه پیگیری می‌شود؟

با توجه به این‌‍که تولید محتواهایم به‌صورت ویدئویی و تصویری و از روی کتاب است، دانش‌آموزان به چیز خاصی نیاز ندارند. تدریس و توضیحات را از روی کتاب ارائه داده‌ام و دانش‌آموز نابینا نیز چون من مطالب را از روی کتاب خوانده و توضیح داده‌ام، می‌تواند از این محتوا استفاده کند. حتی دانش‌آموزان مدارس عادی نیز می‌توانند از این محتوا بهره ببرند.

محتواها را برای دانش‌آموزان ارسال می‌کنم و به‌صورت جامع در اختیار مدیر مدرسه گذاشته‌ام تا هر دانش‌آموزی که بخواهد، آن‌ها را یکجا دریافت کند و به تولزیون و سیستم‌های کامپیوتری وصل کند و ببیند؛ هم‌چنین در کلاس‌های شبکه شاد، هر جلسه محتواهای درسی را بارگذاری می‌کنم. دانش‌آموزان گوش می‌دهند و حتی سوالات نهایی سال‌های گذشته را نیز با کمک مدیر مدرسه به‌صورت صوتی ضبط کرده‌ایم تا دانش‌آموزان سوالات و مطالب را به‌صورت صوتی در اختیار داشته باشند.

با لطف خدا، امسال دانش‌آموزانمان بهترین نتیجه را خواهند گرفت. خودشان هم می‌گویند که می‌خواهند امسال ما را سربلند کنند. با تمام بچه‌ها ارتباط عاطفی داریم و فقط بحث معلمی مطرح نیست. وظیفه ما این است که دانش‌آموز را از نظر روحی نیز حمایت و برای ادامه درس خواندن باانگیزه کنیم.

وقتی گنجشک‌ها هم «عروض و قافیه» می‌خوانند

درسی که از این بچه‌ها یاد گرفتید؟

جلسه دوم حضورم در دبیرستان خزائلی بود. داشتم عروض و قافیه تدریس می‌کردم. دانش‌آموزی به نام ریحانه داریم که هنرمند، نویسنده و نوازنده است و حتی رتبه استانی هم دارد.

وسط درس، پنجره باز بود و بیرون، پرنده‌ها آواز می‌خواندند. حواسم نبود. ناگهان ریحانه گفت: «استاد، صدا را می‌شنوید؟» گفتم: «کدام صدا؟» گفت: «کبوترها و گنجشک‌ها هم بیرون دارند مثل ما عروض و قافیه تمرین می‌کنند.»

نگاه مثبت و حس خوب این دختر چنان برایم لذت‌بخش بود که تصمیم گرفتم همیشه نگاه مثبتی داشته باشم. صداهای زیادی وجود داشت؛ صدای بچه‌های کلاس بغلی، خودروها، موتورسیکلت‌ها و بوق‌ها، اما او در میان این هیاهو، صدای پرنده‌ها را شنید.

وقتی پسرکِ کم‌بینا، پشت هم‌نوع خود را خالی نکرد

روزی عینک یکی از دانش‌آموزان کم‌بینا روی زمین افتاد. به دوستش که او هم نابینا یا کم‌بینا بود گفت: «کمکم کن، عینکم را از روی زمین بردار.»

دوستش زانو زد تا عینکش را پیدا کند و دوستش را که بدون عینک شده بود را نشکند. من به خودم اجازه ندادم جلو بروم و کمک کنم. گفتم خودش پیدا کند و غرورش را نشکنم. این ۲ دوست از کودکی کنار هم بزرگ شده‌اند و این اتفاق به من آموخت که نباید پشت همدیگر را خالی کنیم. حتی در سخت‌ترین شرایط هم نباید همنوع خود را تنها بگذاریم.

امتحان نهایی را خانواده نمی‌دهد!

برای افزایش مشارکت دانش‌آموزان در کلاس چه روشی دارید؟

در ابتدا با دانش‌آموزان و والدین صحبت می‌کنیم و شفاف توضیح می‌دهیم که امتحان نهایی را خانواده نمی‌دهد، بلکه خود دانش‌آموز باید پاسخگو باشد. اگر آزمون یا شبه‌نهایی در فضای مجازی برگزار می‌شود، باید آن را فرصتی برای تمرین بدانند تا هنگام مواجهه با امتحانات نهایی و پایان‌ترم، سوالات برایشان آشنا باشد.

اولیایی که به‌جای دانش‌آموزان درس می‌خوانند و پاسخ سوالات را می‌دهند، باید بدانند حتی اگر فرزندشان در کلاس نمره ۲۰ بگیرد، در امتحان نهایی با چالش جدی روبه‌رو خواهد شد. باید قبول کنیم که نمرات پایانی سرنوشت‌ساز هستند، زیرا مستقیما در کنکور تأثیر دارند و دانش‌آموزان باید برای امتحانات پایان‌ترم برنامه‌ریزی کنند.

ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید «گربه از فرط علاقه، بچه‌اش را می‌خورد». برخی خانواده‌ها امروز در چنین وضعیتی هستند؛ می‌خواهند فرزندشان اذیت نشود و نمره ۲۰ بگیرد، اما وقتی در امتحان نهایی کنار او نیستند، فرزندشان چه باید بکند؟

اولیا باید به‌جای آماده‌کردن پاسخ‌ها، روش یادگیری را آموزش دهند؛ یعنی ماهی گرفتن را یاد بدهند، نه اینکه فقط ماهی آماده در اختیار فرزندشان بگذارند. قبل از بچه‌ها نیز باید خانواده‌ها توجیه شوند. دانش‌آموز در کلاس توجیه می‌شود، اما وقتی از کلاس بیرون می‌رود، تحت تأثیر فضای اطراف قرار می‌گیرد و ذهنیتش تغییر می‌کند. اگر خانواده‌ها دانش‌آموزان را مجاب کنند که خودشان پای کار تحصیل باشند، در آموزش مجازی می‌توانیم نتایج بهتری بگیریم؛ به شرطی که دانش‌آموزان به آموزش مجازی به چشم دردسر نگاه نکنند.

جالب اینجاست که خانواده‌ها فرزندانشان را در کلاس‌های آنلاین خارج از مدرسه ثبت‌نام می‌کنند و آن‌ها را ملزم به حضور در آن کلاس‌ها می‌دانند، اما در آموزش‌های مدرسه در شبکه شاد، نگران اذیت شدن فرزندشان هستند؛ در حالی که تفاوتی میان این ۲ وجود ندارد.

وضعیت برنامه شاد چگونه است؟

با وجود محدودیت زمانی فعالیت در شاد، معلمان و دانش‌آموزان با مشکلاتی مواجه می‌شوند و باید در چنین شرایطی مدیریت بحران داشته باشیم و از زمان محدود، بهترین استفاده را ببریم.

 

منبع: ایرنا

https://www.irna.ir/news/86152015/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B6-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF

درباره‌ی ادمین1

همچنین ببینید

هیجان و شادی در دورهمی‌های محله‌ای

مراغه – ایرنا – برپایی رویداد «دورهمی‌های محله‌ای» از سوی بهزیستی، مرکز بهداشت، شهرداری و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *